تبلیغات
ღ♥ღlove meღ♥ღ
ღ♥ღlove meღ♥ღ

فقط برای تو سروده ام
درباره وبلاگ

آخرین نوشته ها

نویسندگان

پیوند ها

آرشیو مطالب

پیوندهای روزانه

آمار سایت



ღ♥ღlove meღ♥ღ
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز


فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز        



چهارشنبه 24 اسفند 1390 توسط aseman



سوپرایز
سلام

خوبیـــــــــــــــــد؟

یه سوپرایز دارم برا همتون که اگه کسی نیاد از دستش رفته

ولی به نفع همتونه که بیاید و ببینید

جدی بی شوخی بیاید ببینید نظرتونو بگید

خب حالا کجا باید بیاید؟

داخل لینک هام روی لینک

دختـــــــــــری از جنس احساس

کلیک کنید و بیاید اونجا منتظره همتون هم هستم

خب کلیک کن دیگه از دستت میره ها

لطفا دیگه اینجا کامنت نذارید

چون جواب داده نمیشه دوس جونیام

و اینکه دیگه این وب آپ نمیشه بیاید به این آدرسی که گفتم

همه لینک شدن شما هم آدرس این وب جدید رو بذارید تو لینک هاتون

قربون همگی


راستی عیدتون مبارک

عکس





سه شنبه 1 فروردین 1391 توسط aseman



یادش بخیر
سلام بچه ها

وقتی  آخرای ماه اسفند میشه همچین که نفس میکشیم میگیم  وای بوی عید میاد  

منم خیلی این بو رو دوست دارم ولی الانا نه زیاد اون موقع که بچه بودم یعنی دبستانی عاشق

عید و مهمونی رفتنش بودم مخصوصا اینکه عیدا بابام رو میدیدم و مسافرتم میرفتیم


ولی الان دیگه اون ذوق و شوقو ندارم بابای نانازم هم که نیست و مسافرتی هم نمیریم

دلم دیگه خوش نیست ولی بازم بوی عید یه حال و هوایی رو برام زنده میکنه

با اینکه اصلا از  دوره دبستانم خوشم نمیاد به غیر از سال چهارمش ولی همش منو یاده اون

موقع ها میندازه


دوره راهنمایی رو خیلی دوست دارم خیلی...

خیلی شیطون بودم همیشه باید از دست معاونمون فرار میکردم آخرشم گیرم میورد و مقنعه ام

رو با نخ و سوزن میدوخت اونم نخ  رنگ سفید که بقول خودش آبروتون بره و تنگ تنگش

میکرد که سرم نمیرفت منم تا زنگ میخورد میدوویدم میرفتم با نوک اتودم پارش میکردم و این

گیسوانم رو میرختم
بیرون کلی هم پسر میوفتادن دنبالمون چون با دوستام بودم و جلف

بازی در میوردیم ما هم محلشون نمیدادم کنف میشدن و فحشمون میدادن

 
آخ چقدر خوب بود چقدر دلم میخواست مثل اون موقع هام آزاد میبودم البته اون موقع فهم من

از آزادی با الان فرق میکرد ولی خب

 ت
ا بالاخره اون اتفاق بیخود افتاد همه چی عوض شد...

از تو حال و هوای عید رفتم تا
کجاها... داشتم میگفتم سال اول دبیرستانم رو هم خیلی

دوست دارم چون پیش بهترین دوستام بودم و درسته که دیگه معاونمون سر حجاب بهم گیر

نمیداد ولی تا میتونست هر روز صبح کلاس مارو میگشت و دنبال گوشی هامون بود اون

موقع هم خیلی کرم میریختم


ولی از وقتی مدرسه ام رو عوض کردم دارم بدترین روزای زندگیمو میگذرونم چون دیگه

اون شیطنت ها و دوستام نیستن که کاری کنن که حداقل من تو مدرسه از فکر این عشق

زجرآور بیرون بیارن...

راستی امیدوارم مراسم چهارشنبه سوری خوبی رو انجام داده باشید من که تهنا بودم تو

خونه 2 ساله که مراسمشو انجام نمیدیم چون وقتی بابای نازم نباشه حال نمیده

چقدر از بابام گفتم الهی فداش شم حتما یادم کرده

آخ خدایا....کجایی آخه...

این چند شبه یعنی با امروز دو شبه همش دارم خواب آرش رو میبینم که یه حرفایی میزنه

که من از  واقعی شدنشون بیزارمیکی میگفت اگه یه خواب رو با همون مضمونش تا

چند شب پشت سر هم ببینید داره براتون یه حقیقتی رو میگه خدا کنه اینطوری نباشه اونم

حداقل تا 2 ساله دیگه....

ببخشید دیر آپ میکنم چون زیاد حوصله ندارم ولی میام تو وب و با بچه ها میحرفم

خواستید بیاید من مشکلی ندارم
...

راستی بچه ها منو خیلی سر سفره هفت سین و لحظه سال تحویل دعا  کنید حتما یادتون نره ها

قربون همگی آخرین آپ سال 90


 

بوی باران ; بوی سبزه ; بوی خاک

                                                   شاخه های شسته ; باران خورده ; پاک
                                                      
آسمان آبی و ابر سفید , برگهای سبز بید

                  
                                       عطر نرگس , رقص باد نغمه شوق پرستوهای شاد

  خلوت گرم کبوترهای مست


                                            نرم نرمک می رسد اینک بهار
   خوش به حال روزگار...



پنجشنبه 25 اسفند 1390 توسط aseman



خستگی
سلام

خیلی خسته ام...

وای خدا اصلا حوصله ندارم،حوصله خودمم ندارم

بعضی وقتا به خدا میگم آخه این چه عشقیه که من دارم

همش آرزو، خیال و محال...

ولی بعدش به این فکر میکنم که خود خدا گفته که باید به زندگی امید داشته باشید

منم امید دارم... به رسیدن به همین خیال و آرزو..

واقعا اگه آدم امیدی به زندگی نداشته باشه یه آدم مرده محسوب میشه

همیشه عید و دوست داشتم الانم دارما ولی خب ...

من تو خونه بودن رو خیلی دوست دارم

نه اینکه آدم بی ذوقی باشما نه اتفاقا من عاشق خرید کردن و گشت و گذارم

ولی وقتی آدم لذت تفریح رو میبره که دلش خوش باشه

دل منم که دیگه حرفی برای گفتن نداره...

 ولی عاشق اتاقمم...

من اتاقم رو با هیچی عوض نمیکنم

دراز میکشم رو تختم و از پنجره روبروم  به آسمون جلو چشمام نگاه میکنم

و همش آهنگ مازیار گوش میکنم خیلی این آهنگشو دوست دارم

ولی الان کیفیتش چون تو وب زیاد خوب نیست

چقدر با این آهنگش اشک ریختم...

خدایا... بیخیال خودت میدونی چی میخوام بهت بگم


بچه ها بازم میگم اینا همه دلنوشته های منه،کسی مجبور نیست بیاد و نظر بذاره

در ضمن نظرات رو تاییدی کردم تا موقعی که اون دونفر دست از سر منو وبم بردارن

با توهین کردن به من وعشق من چی بدست میارید؟خودتونو اینجا خالی میکنید

خیلی آدمای....هستید متاسفم براتون

اونایی هم که نظر میدن که بیا وب من و ... خب کو؟کجاست؟

آدرس وبو میگم وقتی آدرس نمیذارید من چطوری بیام؟

ولی دوستای گلم که خودشون میدونن کیا هستن

 میاید و نظرتونو میدید باید بگم که دستتون درد نکنه

مرسی که درکم میکنید و نصیحت هم نمیکنید






پنجشنبه 18 اسفند 1390 توسط aseman



برای رزیتا
سلام

حالم اصلا خوب نیست،اصلا خوب نیستم

از اتفاقی که امروز تو مدرسه افتاد گرفته تا مشکلی که برای دوستم پیش اومده از وقتی

فهمیدم خیلی نگرانشم خیلی ،مخصوصا که هر روز یه خبر بدتر میشنوم

رزیتا جونم من این پست رو برای تو مینویسم برای اینکه بدونی دارم از نگرانی دق میکنم

نمیخوام دیگه برم تو وب دوستات و ببینم دارن در مورد رفتنت حرف میزنن

رزیتا من نمیخوام از دستت بدم


من تازه یه هم درد مثل خودم پیدا کرده بودم  تازه کسی رو پیدا کرده بودم که میفهمید انتظار

یعنی چی؟ درد یعنی چی؟بی خوابی یعنی چی؟بی معرفت کجا میخوای بری؟

رزیتا به خدا نمیبخشمت،این اصلا درست نیست که تو ماهارو با این همه درد و ناراحتی

بذاری و...

تا وقتی به هوش نیای و بیای وبم دیگه آپ نمیکنم،دیگه غم و غصه هامو اینجا نمینویسم

میخوام برم تا دوباره تنها بشم درست مثل 2 سال پیش که اومدم توی این مدرسه لعنتی

درست مثل امروز که به خاطر آرش زدم تو گوش پروانه، زدم تو گوشش که دیگه جرات

نداشته باشه به من ،به چیز ها و آدمایی که دوستشون  دارم توهین کنه


ولی الان پشیمونم ،الان خیلی پشیمونم


بازم خودم ،خودمو تنها کردم،بازم شدم مثل همون موقعی که اومدم تو این مدرسه از بهترین

دوستام، از بهترین خاطراتم خداحافظی کردمو اومدم اینجا...

ای کاش پاهام میشکست و هیچ وقت جایی نمیرفتم که دخترای مدرسه اش چیزی به اسم

وجدان ندارن ای کاش...

برای سلامتی ات بچه ها ختم قران گرفتن ولی من شرکت نکردم  چون هرشب نیم جزء

میخونم قرار شد تا سه شنبه به نیت سلامتی تو بخونمشون ...

پس تا وقتی که بیای نت و بهم خبر بدی که خوب شدی بای



Image Hosted by Free Picture Hosting at www.iranxm.com


آسمان بارانی است
  
                     همگی میگذرند...

                                              تا نبارد باران بر سر و صورتشان

اما من...
               
              تنها و رها زیر این سقف سیاه

                                                      گام بر می دارم
       
بی چتر و به تو می اندیشم
    
                                   به تو...




چهارشنبه 10 اسفند 1390 توسط aseman



این روزها بدجور دلتنگتم
 سلام

حرفامو همه اون شب هایی که با اشک خوابیدم برات گفتم

میدونم اگه الان پیشم بودی میگفتی همه رو از بَرَم

میخواستم دیگه نیام وب ، بذارم آخرین پستم تولد تو باشه

ولی بازم اومدم اومدم تا بازم بنویسم برای خودم ، برای خودت

چه لذتی داره وقتی شبا به امید دیدنت میخوابم ،چقدر هم سخته وقتی از خواب بیدار میشم و

 میبینم که فقط توی خواب انتظار کشیدم

به خدا دیگه دلم برا مامانم میسوزه آخه چقدر بشینه کنار من شروع کنه به گفتن حرفایی که

برام تکراری شدن که اشتباه میکنی،خودتو عذاب میدی اون با یکی دیگه است آسمان زندگیتو

به پاش نذار عزیز دلم بعدا حسرت میخوری وبعد ها میای میگی مامان تو چرا بهم نمیگفتی که

داری اشتباه میکنی...

منم که طبق معمول فقط یه چیز میگم مامان گلم خدا هست اراده خدا هست التماس های من به

خدا هست ایناست که باعث میشه من روز به روز عاشق تر بشم حالا هرچی شما بگید من

همینا رو میگم مامانم هم همیشه میگه منم از اون خدا میخوام که ...

حرفشو هیچ وقت کامل نمیزنه و میره بیرون

مامان به خدا وقتی از اتاقم  میری بیرون صدای گریه کردن هامه که سکوت اتاقمو بعد از تو

میشکنه من این نگرانی هات رو میفهمم من میدونم که این تویی که داری برام دلسوزی میکنی

ولی به خدا سخته همین جوری انقدر راحت نگو فراموشش کن

خدایا تو رو به خودت قسمت میدم که حتی برای اینکه به مامانم به همه اونایی که میگن رسیدن

بهش یه خیال یه توهم که خودم برا خودم درست کردم یه کاری کن که من یه روز پیشش وایسم

و به اونا بگم ببینید اینی که من الان وایسادم پیشش همون عشقی بود که شما میگفتید خیال،توهم

ببینید نه خیال بود نه توهم یه واقعیت بود که فقط زمان میخواست تا به حقیقت برسه تا شماها

باورش کنید...اگه زمان چاره کار من باشه من حرفی ندارم باشه صبر میکنم تا هر وقتی که

لازم باشه صبر میکنم

دوستای گلم اینا همه دلنوشته های منه برای عشق واقعیم اجباری نیست که نظر بذارید

خواستید  بذارید نخواستید هم که مشکلی نیست

خواهشا نخواید که منو نا امید کنید که باید بهتون بگم من اگه میخواستم قید عشقمو بزنم

همون 4 سال پیش زده بودم و لطفا نصیحتم نکنید




    نمیدانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند

                                  
              مثل آسمانی که امشب می بارد
          
                          و اینک باران بر لبه پنجره احساسم مینشیند


                                                         و چشمانم را نوازش میدهد

                                                                      تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
38945811033705814936



پنجشنبه 4 اسفند 1390 توسط aseman



تولد عشقم
سلام سلام

میدونی الان یک ماهه دارم روز تولدت رو روزشماری میکنم؟

نه نمیدونی همینه که انقدر داره منو اذیت میکنه

بالاخره 27 بهمن شد

امروزم یکی دیگه کادوی تولدت رو بهت میده

تولد 25 سالگیت مبارک



http://ups.night-skin.com/up-90-11/u2cqzdjyhs0l3dezoia.jpg


خب من اومدم بقیه تولد رو بگیرم

 دیروز یکم بی حوصله بودم احساس کردم آپم یه کوچولو غمگین میزنه برا همین میخوام

براتون پارتی بگیرم خواهشا پسرا خودشونو با دخترا قاطی نکنن که منکراتیا میان وسط

دخترا یه ور پسرا یه ور


حالا دس دس دسا بالا آهان بیا ماشاا...

تینا تو دیگه نرقص که مردم از خنده بابا کرم برا چی میری؟

قر قر همه باهم قررررررررر

http://www.upload.iran-forum.ir/files/pics/pic1/13293778091.gif

آهان خوبه حالا بزنید تو فاز تکنو یا هرچی که اسمشه

http://www.upload.iran-forum.ir/files/pics/pic1/13293779031.gif

ای بابا قرار شد جدا برقصید خب دیگه جنیه ندارید نمیذارم دیگه گروهی برقصید

حالا خودم براتون میرقصم فقط آقامون نفهمه که غیرتی میشه

http://www.upload.iran-forum.ir/files/pics/pic1/13293780261.gif

تینا رو
جان من نگاش کنید بشین بچه

http://www.upload.iran-forum.ir/files/pics/pic1/13293781001.gif

خب بسه دیگه حالا بفرمایید کیک



http://www.upload.iran-forum.ir/files/pics/pic1/13293781681.jpg

سوپرایزم 2 تا کیک هستش چون ما خونواده تیتاب نژاد عاشق کیکیم

http://www.upload.iran-forum.ir/files/pics/pic1/13293783191.jpg

کجا؟؟؟؟؟بفرمایید شیرینی

http://www.upload.iran-forum.ir/files/pics/pic1/13293783801.jpg

خب من برا عشقم کادو یه بلوز خیلی خیلی خوشگل خریدم اونم سفید چون عاشق لباس

اونم رنگ سفید

ولی خدا میدونه کی قراره بهش بدم

حتما توی فرصت مناسب عکسشومیگیرم از گوشیم براتون میذارم

چون میخوام دست خالی از اینجا نرم یه گوشی هم روش بهت میدم

http://www.upload.iran-forum.ir/files/pics/pic1/13293789491.jpg
خب دیگه تموم شد

اگه باهاتون شوخی کردم امیدوارم ناراحت نشده باشید با تینا جونم خیلی شوخیدم چون

عسلم خیلی ظرفیت داره فدات تینا جونم با سایه شوخی نکردم چون عسلم  کنکوری نمیتونه

زیاد مثل ما خوش باشه رزیتا جونم هم که میلاد نمیذاره بیاد تو این مراسما 

دوستون دارم  بای




چهارشنبه 26 بهمن 1390 توسط aseman



valentin's day
امروز خیلی دلم گرفته خیلیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 وقتی نظرات چند تا از بچه ها رو خوندم گریه ام گرفت حالا نگید

چقدر دل نازکِ این آسمان
(این یعنی اینکه خودمم قبول دارم)

ولی ناراحت نیستم چون من از این اشکا زیاد براش ریختم

روز ولنتاین رو هم به همتون تبریک میگم امیدوارم که لحظه های خیلی خوبیُ امروز پیش

عشق واقعی تون  بگذرونید

ولی حسرت من از اینِ امروز اونی که دوسش دارم پیش یکی دیگه است و

مطمئنا کس دیگه ای هست که با اون احساس خوشبختی میکنه البته اگه قدر عشق منو بدونه

خب بگذریم دیگه نمیخوام ناراحتتون کنم

روز عشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاق مبــــــــــــــــــــارکـــــــــ



یه مطلب جالب در مورد عشق

عشق از دیدگاه دبیران

دبیر دینی:عشق یک موهبت الهی است

دبیرورزش:عشق تنها توپی است که اوت نمیشود

دبیر شیمی:عشق تنها اسیدی است که به قلب آسیب نمیرساند

دبیر اقتصاد:عشق تنها کالایی است که از خارج وارد نمیشود

دبیر ادبیات:عشق  باید مثل عشق لیلی و مجنون محور نظامی داشته باشد

دبیرجغرافی:عشق از فراز کوه های آسیا  تیری است که برق قلب می نشیند

دبیر زیست:عشق یک نوع بیماری است که میکروب آن از چشم وارد میشود


http://ups.night-skin.com/up-90-11/1190750744love-wallpaper16.jpg



سه شنبه 25 بهمن 1390 توسط aseman



پدال
چقدر سفت شده پدال دوچرخه دونفره ی دوستیمان

                                              یا من خسته ام یا شیب زیاد شده
                                  
                                                                            و یا شاید هم تو دیگر رکاب نمیزنی




یکشنبه 23 بهمن 1390 توسط aseman



استجابت
دلم استجابت دعایی را دل دل می کند که دیگران
                                    
                                                             گاهی محال و گاهی رویا می پندارندش



شنبه 22 بهمن 1390 توسط aseman



شکست
من آنقدر شکست خورده ام
                                           که دیگر هیچ ارتفاعی
                                                                             برایم خطرناک نیست



جمعه 21 بهمن 1390 توسط aseman



تلخ میگذرد
تلخ میگذرد...
                      این روزهارا میگویم
                                                      که قرار است از تو
                                                                               
                                                                                  که آرام جان لحظه هایم بودی
برای دلم...
                  یک انسان معمولی بسازم

    
                                                                 انسان معمولی



پنجشنبه 20 بهمن 1390 توسط aseman



سوره
خدایا نام سوره ای به نام عشق در قرآنت خالیست که اینگونه آغاز شود
                                 
                                 وقسم به روزی که قلبت را میشکنند و جز خدایت را مرهمی نیست




پنجشنبه 20 بهمن 1390 توسط aseman



کوله پشتی
وقتی به دنبال آرزوهایت میروی حتما به کوله پشتی ات نگاهی بیانداز

                         مبادا سوراخ باشد و چیزهایی که امروز داری آرزوی فردایت شود




چهارشنبه 19 بهمن 1390 توسط aseman



عشق بی صدا
اگر میخواهی مرا ببینی پلک هایت را روی هم بگذار من همانی هستم که هیچگاه مرا ندیدی



سه شنبه 18 بهمن 1390 توسط aseman



فاصله
معلم به خط فاصله میگفت _خط تیره_ میدانست فاصله چه با روزگار آدم ها می آورد


دوشنبه 17 بهمن 1390 توسط aseman



ابزار وبلاگ

طراحی سایت

قالب وبلاگ