تبلیغات
ღ♥ღlove meღ♥ღ
ღ♥ღlove meღ♥ღ

فقط برای تو سروده ام
درباره وبلاگ

آخرین نوشته ها

نویسندگان

پیوند ها

آرشیو مطالب

پیوندهای روزانه

آمار سایت



یادش بخیر
سلام بچه ها

وقتی  آخرای ماه اسفند میشه همچین که نفس میکشیم میگیم  وای بوی عید میاد  

منم خیلی این بو رو دوست دارم ولی الانا نه زیاد اون موقع که بچه بودم یعنی دبستانی عاشق

عید و مهمونی رفتنش بودم مخصوصا اینکه عیدا بابام رو میدیدم و مسافرتم میرفتیم


ولی الان دیگه اون ذوق و شوقو ندارم بابای نانازم هم که نیست و مسافرتی هم نمیریم

دلم دیگه خوش نیست ولی بازم بوی عید یه حال و هوایی رو برام زنده میکنه

با اینکه اصلا از  دوره دبستانم خوشم نمیاد به غیر از سال چهارمش ولی همش منو یاده اون

موقع ها میندازه


دوره راهنمایی رو خیلی دوست دارم خیلی...

خیلی شیطون بودم همیشه باید از دست معاونمون فرار میکردم آخرشم گیرم میورد و مقنعه ام

رو با نخ و سوزن میدوخت اونم نخ  رنگ سفید که بقول خودش آبروتون بره و تنگ تنگش

میکرد که سرم نمیرفت منم تا زنگ میخورد میدوویدم میرفتم با نوک اتودم پارش میکردم و این

گیسوانم رو میرختم
بیرون کلی هم پسر میوفتادن دنبالمون چون با دوستام بودم و جلف

بازی در میوردیم ما هم محلشون نمیدادم کنف میشدن و فحشمون میدادن

 
آخ چقدر خوب بود چقدر دلم میخواست مثل اون موقع هام آزاد میبودم البته اون موقع فهم من

از آزادی با الان فرق میکرد ولی خب

 ت
ا بالاخره اون اتفاق بیخود افتاد همه چی عوض شد...

از تو حال و هوای عید رفتم تا
کجاها... داشتم میگفتم سال اول دبیرستانم رو هم خیلی

دوست دارم چون پیش بهترین دوستام بودم و درسته که دیگه معاونمون سر حجاب بهم گیر

نمیداد ولی تا میتونست هر روز صبح کلاس مارو میگشت و دنبال گوشی هامون بود اون

موقع هم خیلی کرم میریختم


ولی از وقتی مدرسه ام رو عوض کردم دارم بدترین روزای زندگیمو میگذرونم چون دیگه

اون شیطنت ها و دوستام نیستن که کاری کنن که حداقل من تو مدرسه از فکر این عشق

زجرآور بیرون بیارن...

راستی امیدوارم مراسم چهارشنبه سوری خوبی رو انجام داده باشید من که تهنا بودم تو

خونه 2 ساله که مراسمشو انجام نمیدیم چون وقتی بابای نازم نباشه حال نمیده

چقدر از بابام گفتم الهی فداش شم حتما یادم کرده

آخ خدایا....کجایی آخه...

این چند شبه یعنی با امروز دو شبه همش دارم خواب آرش رو میبینم که یه حرفایی میزنه

که من از  واقعی شدنشون بیزارمیکی میگفت اگه یه خواب رو با همون مضمونش تا

چند شب پشت سر هم ببینید داره براتون یه حقیقتی رو میگه خدا کنه اینطوری نباشه اونم

حداقل تا 2 ساله دیگه....

ببخشید دیر آپ میکنم چون زیاد حوصله ندارم ولی میام تو وب و با بچه ها میحرفم

خواستید بیاید من مشکلی ندارم
...

راستی بچه ها منو خیلی سر سفره هفت سین و لحظه سال تحویل دعا  کنید حتما یادتون نره ها

قربون همگی آخرین آپ سال 90


 

بوی باران ; بوی سبزه ; بوی خاک

                                                   شاخه های شسته ; باران خورده ; پاک
                                                      
آسمان آبی و ابر سفید , برگهای سبز بید

                  
                                       عطر نرگس , رقص باد نغمه شوق پرستوهای شاد

  خلوت گرم کبوترهای مست


                                            نرم نرمک می رسد اینک بهار
   خوش به حال روزگار...



پنجشنبه 25 اسفند 1390 توسط aseman



ابزار وبلاگ

طراحی سایت

قالب وبلاگ